" من در جستجوي قطعه اي

  در آسمان پهناور هستم

  كه از تراكم انديشه هاي پست

  تهي باشد. "

 

 

:: درباره من

 من؟
 نازبانو ،
20 سال دارم.
دانشجوي مهندسي كامپيوتر ...

ديگه؟
همين !


:: ارتباط با من

نامه هاي خودتون رو به اين آدرس بفرستين.

Jst4wblg@yahoo.com


:: آرشيو

 



88 x 31


:: درباره اين بلاگ

يه جاي امن و دنج براي بلند بلند فكر كردن،
براي حرفهاي دلم،
براي دلتنگي هام
و براي شادي هام ...

براي شكستن خودم ...

براي اينكه " خودِ خودم " باشم ...!


:: وبلاگهاي مورد علاقه




:: نظرات شما

اينجا فقط و فقط براي خودم مينويسم.
اما اگه شما هم بنويسيد،
در نظرخواهي (زير هر مطلب)،
مي خونمشون ...













Saturday, January 04, 2003

تازشم ... همه چيز عااااااااااليه !!!


NaZbanoo    ||  8:37 AM



Sunday, December 29, 2002

درباره اولين همايش وبلاگ نويسها كه مجله دنياي كامپيوتر و ارتباطات برگزار كرد، همه كم و بيش شنيده اند ... بهترين گزارشهايي هم كه در اين زمينه خواندم در وبلاگ آدم نصفه نيمه ، وبگرد و آيين مهر بوده ... متاسفانه من نتوانستم مدت زيادي در جمع بمانم اما ايرادات بسياري همانند ساير برنامه هاي جمعي مشهود بود اما در كل هيجان زيادي حاكم بود ... نشستن بين عده اي با چهره هاي ناآشنا و وبلاگهاي مطمئناً آشنا كه قادر به حدس زدن و شناسايي نويسندگان از روي نوشته هايشان نيستي،جو جالبي را حاكم كرده بود...شرح كامل مراسم را هم در وبلاگهاي فوق مي تونيد بخونيد!
اما چيزي كه شب مراسم عميقاً ناراحتم كرد، هك شدن وبلاگ خورشيد خانوم بود ... خورشيد براي من فقط يك بلاگر ساده نيست، نمي دونم ... يادمه وبلاگش جزو اولين بلاگهايي بود كه خوندم و از جسارت، احساسات و نحوه نگارشش شگفت زده شده بودم، احساس كودكي رو داشتم كه با هيجان به يك كره طلايي براق چشم دوخته و قادر به فراموش كردن آن نيست... خوشم اومد كه جاذبه و دافعه داره، خوشم اومد كه حرفشو راحت مي زنه خواه به مزاق خيلي ها خوش نياد ......
و پريشب عميقاً متاثر شدم ... اين قسمت از نوشته هاي " سينا مطلبي " در اين زمينه خيلي به دلم نشست :
" وبلاگ خورشيد خانوم، اندكي بعد از آنكه جايزه ويژه داوران را گرفت و به حسين درخشان تقديم كرد، هك شد! اين داستان هك و هكبازي، سريال كسل كننده اي شده است. زماني كه همه هكرها را چه آنها كه كلاهشان سفيد بود، چه آنها كه كلاه سياه بر سر ميگذاشتند،با يك چوب ميراندند و يكجا محكوم ميكردند،يادداشت بلندي نوشتم و از هكرهايي كه دغدغه امنيت دارند دفاع كردم. اما حالا بچه اسكريپتيهايي كه با اتكا به چند نرمافزار آماده و آسان، به هر سايتي وارد ميشوند، حتي ظاهر را هم حفظ نميكنند تا هدفشان را امنيت نشان دهند. بلكه از ناامني و بي سروساماني سرورها شادمان هستند كه راه فحاشي و توهين و تهديدشان را باز گذاشته است. آقايان! خانمها! بحث امنيت را جدي بگيريد... لطفا. "

اينا رو ننوشتم كه پس فردا به جرم زبون درازي به هكر محترم و يا هر چيز ديگه، به جاي وبلاگ نازبانو يه تصوير مسخره ببينيد... اگه وبلاگ من يا هر كس ديگري از اين وبلاگشهر نيست بشه، مطمئناً هيچ كس كمبودش رو احساس نخواهد كرد، پس غمي نيست ... اما اينو مي دونم كه نوشته هايي كه گاهي از اوقات خوانده ايم و گويي زبان حال و دل ما بوده اند( و اين حالت بسيار نادر است)، هرگز فراموشمان نمي شود...و من اين نوشته ها را لابلاي سطور وبلاگ خورشيد يافته ام ... هميشه خورشيد وبلاگها بودي و خواهي ماند..


NaZbanoo    ||  3:39 AM